بهتـــرین عطــــر روی این کـــره ی خـــاکی
J'adore

بـــرای مـــن لااقـــل
+ هجدهم آبان 1388   ... مـــریم
|
بهتـــرین عطــــر روی این کـــره ی خـــاکی
J'adore

بـــرای مـــن لااقـــل
خط آخر کتاب رو که خوندم اشک هام رو پاک کردم و به عقربه های ساعت نگاه کردم .. دقیقا ۴ ساعت بود که محو کتاب شده بودم و هیچی از گذر زمان نفهمیده بودم ..
خیلی وقت بود همچین احساسی رو تجربه نکرده بودم .. شوق تموم شدن یه کتاب در کنار غم تموم شدنش و اینکه دوباره کی میشه که یه همچین کتابی گیرت بیاد و تو رو ساعت ها ببره توی یه دنیای دیگه که حتی نشنوی تیک تاک یکنواخت ساعت رو ...
کتاب قشنگی بود ، شاید به نظر از این کتابای بازاری و به اصطلاح عوامانه باشه اما تو گول این حرفا رو نخور ... تا دیر نشده بجنب !
