تبليغاتX
دلم خواست .. چی میگی تو !؟ - فارنهایت یا سانتیگراد !؟

دلم خواست .. چی میگی تو !؟

فصل اول ـ سبد لباسهای کثیف

      

لباسهای سفید رو از لباسهای رنگی جدا کردم ... تعداد لباسهای سفید بیشتر بود و خب نیاز بهشون بیشتر احساس میشد .. واسه ی همینم قرعه به نام سفیدها افتاد ... 
بعد از حدود 1 ساعت و اندی لباسهای سفید رو در آوردم و لباسهای رنگی رو ریختم توی ماشین .  دکمه ی " شروع " رو که زدم تازه فهمیدم که سری قبل یادم رفته پودر بریزم ...
همه رو دوباره ریختم توی سبد لباس کثیف ها و گذاشتمشون گوشه ی اتاق خواب ... 
لباسهای رنگی شسته شدند ، خشک شدند ، اتو خوردند ، پوشیده شدند و فقط به انبوه لباسهای سفید در سبد گوشه ی اتاق خواب لباسهای سفید بیشتری اضافه شد !!!
...
فصل دوم ـ فارنهایت یا سانتیگراد !؟

به پودر آماده ی کیک ، شیر و روغن اضافه کردم و ظرف مخصوص کیک رو گذاشتم در بالاترین پنجره ی فر ... روی راهنمای " پودر آماده ی کیک رشد " نوشته بود 130  درجه ی سانتیگراد به مدت 50 دقیقه ..
به درجه های فرمون نگاه کردم :مین ، 180 ، 200 ، 230 و ماکس
با خودم فکر کردم : خب حالا که فر ما عدد 130 نداره پس باید فارنهایت باشه ... 130 درجه ی سانتیگراد میشه حدودا 330 درجه ی فارنهایت .... پس گذاشتمش رو درجه ی ماکس به مدت 50 دقیقه
درجه های فر ما سانتیگراده .... اینو وقتی فهمیدم که کیکمون قیر سیاهی بیش نبود !!!
...
فصل سوم ـ یه قاشق سوپ جو

شب مهمون داشتیم ... قرار شد من فقط سوپ درست کنم ... به درجه های توی زودپز نگاه کردم : یک سوم ، یک دوم ، دو سوم .....
آب رو تا دو سوم پر کردم .. 4 تا قاشق جو ، یه رون یه سینه ی مرغ و هویج ...  نزدیکای شام وقتی سوپمون رو چشیدیم مزه ی آب میداد و اثری از هویج و مرغ و جو نبود و اینها غیر از فراموشی من برای ریختن سبزی جعفری بود ... زل زدم توی چشمهاش و گفتم : حالا چی کار کنیم ؟؟!!
به سوپ نمک و آبلیمو اضافه کردم ... توی یه ظرف جداگونه روغن ریختم و رب و زردچوبه رو توش تفت دادم ، یه مشت جعفری خشک رو همراه با اینها ریختم تو زودپز و درش رو بستم .... یه ربع بعد میز شام رو چیدیم و من علیرغم تعریفهای همه بعد از خوردن سوپ باز هم جرات نکرم بهش لب بزنم !!!
................................................
* من روزی کدبانوی نمونه ای خواهم شد ....

+   سی ام دی 1387     ... مـــریم  |